خورشید رفته است ولی ساحل افق می سوزد از شراره ی نارنجیش هنوز وز شعله های سرخ شفق ، نقش یک نبرد تابیده روی آینه ی آسمان هنوزگرد غروب ریخته در پهن دشت رزم پایان گرفته جنبش خونین کار زارآنجا که برق نیزه وفریاد حمله بود پیچیده بانگ شیهه ی اسبان بی سوارپایان گرفته رزم وبه هر گوشه وکنار غلطیده روی بستر خون پیکری شهیدخاموش مانده صحنه وگویی زکشتگان خیزد هنوز نغمه ی پیروزی وامیداین دشت غم گرفته که بنشسته سوگوار امروز بوده پهنه ی آن جاودانه رزماینک دوسوی صحنه ، دو هنگام ازهردری سخنی -از هرکجا تصویری...
ما را در سایت ازهردری سخنی -از هرکجا تصویری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 160 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 11:14